صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل ریحانه ها آیت الله سیستانی | ||
|
دخترک رو به من کرد و گفت:واقعا آقا؟!
[ پنج شنبه 28 شهريور 1392
] [ 10:58 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] خواهرم: پیامبر اکرم فرمودند: در شب معراج گروهی از زنان امت خود را در عذاب سختی دیدم و از شدت عذابشان گریستم.
[ دو شنبه 25 شهريور 1392
] [ 11:19 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] لطفا تا آخر بخونید خــانـــــوم شــماره بـدم؟؟؟ خــانـوم خــوشـگِله برسونمت؟؟؟ خـوشـگـلـه چـن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟
ایـنها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!بیچــاره اصــلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شـــدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود وبه محـــل زندگیش بازگردد.
به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت شـاید می خواست گـــلــه کند از وضعیت آن شهرِ لعنتی دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند...دردش گفتنی نبود....!!! رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شد و کنار ضریح نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!!
خـدایـا کـمکـم کـن... چـند ساعـت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد...خانوم!خانوم! پاشو سر راه نـشـسـتـی!!! مردم می خوان زیارت کنن!!!دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود رابه خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد... امــــا...امــا انگار چیزی شده بود...
دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!انگار نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!!!احساس امنیت کرد...با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب شده باشه!!! فکر کرد شاید اشتباه میکند!!! اما اینطور نبود!یک لحظه به خود آمد...
دید چـــادر امامــزاده را سر جـــایــش نگذاشته...!!!
[ یک شنبه 24 شهريور 1392
] [ 8:3 بعد از ظهر ] [ ستایش ] خدا تو بد وضعیتی گیر کردم. کمکم کن... خـــــــــــــــــــــــــــــــــــدا تو دلمی و میدونی چی ازت میخوام شاید اینجا بهترین جایی بود که سراغ داشتم شاید نه حتما بهترین جا بود خدا دارم نابود میشم کمــــــــــــــــــــــــــــــکم کن از ته دلم میگم.دوست دارم داد بزنم وصدات کنم خــــــــــــــــــــــــدا تا الان تنهام نذاشتی نذار تنها بمونم
[ یک شنبه 24 شهريور 1392
] [ 1:19 قبل از ظهر ] [ ستایش ]
[ شنبه 23 شهريور 1392
] [ 10:36 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] ![]() بانو! . . . حجابت ، کیمیای غیرتت را به لبخندی هرز مفروش!
[ جمعه 22 شهريور 1392
] [ 9:59 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] ![]() چادری هایی را میشناسی که حرمت آن را نگه نمیدارند.
[ جمعه 22 شهريور 1392
] [ 9:59 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] ![]() نمی دانید چه لذتی دارد وقتی سیاهی چادرم ، دل مردهایی که چشمشان به دنبال خوش رنگترین زن هاست را میزند...
خدایا !لذتم مدام باد....
[ جمعه 22 شهريور 1392
] [ 9:58 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] ![]() امان از این پیاده رو ها و مرحبا به اونایی که حرمت می دونن یعنی چی!
پیاده روی شهرمون به برکت وجود شهرداریمون یک متر بشه یا نشه، یعنی وقتی میخوای بگذری اگه یه آقا و خانم باشن باید یه نفر وایسته اون یکی بره، بیشتر ما صبر میکنیم که اونا ردشن دیروز از محل کارم داشتم میرفتم خونه ، تو پیاده رو یه آقایی بود معتاد ، گفتم خب من صبر میکنم اون ردشه. اما من هنوز بهش نرسیده بودم ایشون خودشونو چسبوندن به پرچین های کنار پیاده رو و من با خیال راحت عبور کردم . اونجا بود که گفتم خدایا چه بنده های خوبی داری حتی اون معتادشم خوبه ! درسته معتاده اما بنده تو که هست ، تو دلم گفتم کاش همه آقایون مثل این آقا حرمت سرش میشد. منتظر خاطرات شما هستیم
[ جمعه 22 شهريور 1392
] [ 9:58 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] ![]() روزی جنگ حق و باطل در جبهه های جنگ بود... پ.ن: به مناسبت 21 تیر ، روز عفاف و حجاب : سرود ملی حجاب رو براتون فراهم کردم که شما میتونید به صورت آنلاین گوش دهید و همینطور به صورت مستقیم دانلود کنید. پ.ن2: کعبه هم با چادرش زیباتر است...
[ جمعه 22 شهريور 1392
] [ 9:57 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] ![]() بانوی محجبه ای در یکی از سوپرمارکتهای زنجیرهای در فرانسه خرید میکرد؛ خریدش که تموم شد برای پرداخت رفت پشت صندوق. صندقدار یک خانم بیحجاب و اصالتاً عرب بود صندوقدار نگاهی از روی تمسخر بهش انداخت و همینطور که داشت بارکد اجناس را میگرفت اجناس او را با حالتی متکبرانه به گوشه میز میانداخت. اما خانم باحجاب ما که روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی نمیگفت و این باعث میشد صندوقدار بیشتر عصبانی بشه!. بقیه در ادامه مطلب
[ جمعه 22 شهريور 1392
] [ 9:56 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] ![]() میگویی دلم پاک است ....
میگویم خواهرم از دل پاک عمل پاک هم برمی آید .... میگویی من هم عفیف هستم .... میگویم خواهرم تو مرتبه ای از عفت را داری ؛ مثلا اینقدر عفت داری که تن فروشی نکنی ،زنانکنی اما زنای چشم چطور؟ با مرتبه کامل عفت کمی فاصله داری.... میگویی خب پسرها چرا جلوی نگاهشان را نمیگیرند؟ میگویم راست میگویی خواهرم ... برادرم! با آزاد گذاشتن نگاه و اعتنا به جلب توجهات ، دلیل بی حجابی خواهرت نشو
[ جمعه 22 شهريور 1392
] [ 9:56 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] نام نویسنده سید امین آدرس وبلاگ prince1369-1.loxblog.com
[ چهار شنبه 20 شهريور 1392
] [ 7:50 بعد از ظهر ] [ سیدامین ]
قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ (آل عمران- 15) بگو: آیا شما را از چیزى آگاه کنم که از این، بهتر است؟ براى کسانى که پرهیزکارى پیشه کردهاند، در نزد پروردگارشان ، باغ هایى است که نهرها از پاى درختانش مىگذرد، همیشه در آن خواهند بود، و همسرانى پاکیزه، و خشنودى خداوند. و خدا به (امور) بندگان، بیناست. پ,ن : پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ الحَیِىَّ الحَلیمَ العَفیفَ المُتَعفِّفَ؛
[ چهار شنبه 20 شهريور 1392
] [ 7:21 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] نویسنده سید امین آدرس وبلاگ prince1369.loxblog.com
[ سه شنبه 19 شهريور 1392
] [ 1:58 قبل از ظهر ] [ سیدامین ]
ماشا آلالیکینا ،مانکن، هنرپیشه و خواننده مشهور و تازه مسلمان روسی در بیست و هفتم آوریل سال ۱۹۸۳ میلادی در شهر مسکو بهدنیا آمد. او در مورد علت مسلمانی خود می گوید : من 2 سال بعد از مسلمان شدن همسرم اسلام را پذیرفتم، سوره حمد و نماز خواندن را از طریق سایت یاد گرفتم، ولی در ابتدا به آن عمل نکردم (و از این بابت تاسف می خورم) ، تا اینکه یک روز به من خبر رسید یکی از صمیمی ترین دوستانم در بیمارستان شهری دیگر به کما رفته است، نمی دانستم چه کار کنم، از دست من کاری برنمی آمد، اما باید کاری می کردم، ناخودآگاه شروع به نماز خواندن و دعا کردن کردم و برای اولین بار از خداوند کمک خواستم، تا اینکه روز بعد دوستم که از کما بیرون آمده بود با من تماس گرفت و گفت: ازت ممنونم، من تو را در حالت کما دیدم، خیلی به من کمک کردی. در آن لحظه بسیار گریستم زیرا این اولین باری بود که از خدا چیزی می خواستم. او همچنین معتقد است : "اگر نمیتوانی درباره خدا فکر کنی، حداقل سعی کن خودت را فراموش کنی". این همان اسلام است.
[ یک شنبه 17 شهريور 1392
] [ 10:11 بعد از ظهر ] [ ستایش ] [ شنبه 9 شهريور 1392
] [ 1:28 بعد از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] و تو ای خواهرم قبل از هرچیزی دشمن از سیاهی چادرتو می ترسد تا سرخی خون من
[ شنبه 9 شهريور 1392
] [ 1:27 بعد از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ]
متأسفانه در بعضی از طرح های مبارزه با بدحجابی شاهد هستیم که با خشونت با مردم برخورد میشه و این عامل باعث میشه تا جوونای ما از دین و حجاب ضده بشن. حجابی که شبکه های ماهواره ای با مهربانی به اونها هدیه دادن رو نمیشه با خشونت تغییرش داد. این مهربانیست که در دل ها ماندگار خواهد بود...
[ شنبه 9 شهريور 1392
] [ 1:27 بعد از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ]
چادر من سپــــــری در برابر چشـــــــــــــــــــــم ها پ,ن: اگه همه بانوان خوب ایرانی قدر گوهر وجودی خودشون رو بدونن دنیا گلستان میشه. نکته: صاحب عکس از انتشار این طرح رضایت دارن.
[ شنبه 9 شهريور 1392
] [ 1:26 بعد از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ]
هــــیزم برای سوزاندن قلب زهـــــرا (س) نباشیم پ,ن : واقعا دست طراحش درد نکنه خیلی حرف پر معنی زده. امیدواریم که همه ی بانوان ایران اسلامی قدر گوهر وجودی خودشون رو بدونند. منبع عکس: پلاس - حسن احمدی
[ شنبه 9 شهريور 1392
] [ 1:26 بعد از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ]
یادت باشه تا موقعی که برا چشم چرون ها لذت بخش باشی دنبالتن بعدش با یه عروسک شارژ تموم کرده هـــــیچ فرقی نداری
[ شنبه 9 شهريور 1392
] [ 1:24 بعد از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ]
خواهران من...
[ شنبه 9 شهريور 1392
] [ 1:22 بعد از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] شهید محمد کریم غفرانى: پ,ن1: امروز 21 تیرماه روز عفاف و حجاب نامگذاری شده و از صبح تمام شبکه های تلوزیونی و رادیویی و غیره درباره عفاف و حجاب حرف زدن باور کن بدون شوخی جدی میگم!!! (آخ آخ حواسم نبود روزه ام نباید دروغ بگم) پ,ن2: میدونم خیلی ها روی این حرف من موضع میگیرن اما من میگم چون مدیون هستم اگه نگم. تو دانشگاه یه دختر خانمی بود همیشه بد حجاب. یه روز دیدم حجاب گرفته به چه زیبایی. بهش گفتم چی شده آفتاب از کدوم طرف در اومده؟ گفت فلانی من هرچی باشم ماه رمضون حجابم رو رعایت می کنم تا یوقت یه روزه دار بخاطر من به گناه نیفته. تو دلم گفتم آفرین این مهمه. همینقدر که میدونه کارش اشتباهه خودش قبول داشته باشه خودش خیلی ارزش هست. اما مشکل از من بچه مذهبی هست که نمیتونم قانعش کنم تموم طول سال حجابش رو حفظ کنه... برای دریافت پوستر با ذکر یک صلوات و هدیه به روح طیبه شهدا به ادامه مطلب مراجعه نمایید
[ شنبه 9 شهريور 1392
] [ 12:54 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] شیرین قصّه پ,ن: متأسفانه این روز ها دختر های بزک کرده فکر می کنند پسر ها اون هارو برا خودشون می خوان غافل از وسوسه ی درونی. گاهی باید این سوره را بلند خواند : قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ، مَلِکِ النَّاسِ ، إِلَٰهِ النَّاسِ ، مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ ،
[ شنبه 9 شهريور 1392
] [ 12:53 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] فرانسه: جمعه 28 تیر 1392 در تظاهرات جمعه شب طرفداران حجاب در برابر یکی از کلانتریهای شهرتراپ Trappes درحومه پاریس یک پسر جوان بر اثر اصابت گلوله پلاستیکی زخمی و در بیمارستان بستری شد. یکی از مسئولان مسلمانان فرانسه که نامش فاش نشده است گفت این تظاهرات در پی بازداشت روز پنجشنبه مردی برگزار شد که با بازرسی همسر برقع پوش خود از سوی پلیس مخالفت کرده بود. یک منبع پلیس هم این روایت را تایید کرد و گفت این مرد به علت درگیری با پلیس بازداشت شده و قرار است محاکمه شود. به گفته شاهدان در این تظاهرات 200 تا 400 نفر شرکت داشتند . ده خودروی ضد شورش پلیس از ساختمان کلانتری حفاظت میکردند و یک بالگرد هم بر فراز این شهر پرواز میکرد . تعداد زیادی پلیس در شهر مستقر شده بودند و یک ایستگاه اتوبوس غارت شد. ایران : روز شنبه 22 تیر 1392 گزارش خانمی که به یک خانم بد حجاب تذکر داده بود خانم لطفا حجابتونو رعایت کنید : هنوز به آخر جمله نرسیده بودم که زن برگشت و در کمال ناباوری گلویم را گرفت و چند بار به صورتم چنگ زد. و همینطور که به سر و صورتم میزد و گلویم را فشار میداد شروع به فحاشی کرد که تو به چه حقی به من گفتی حجابتو...آدمت میکنم،در حین گفتن این صحبت باز به سمتم پرید و اینبار از پشت سر چادر و روسری من رو گرفت و کشید و سعی داشت چادرو از سرم برداره... همینطور که چادرم دستش بود و میکشید، فریاد میزد: تویی که باید حجابتو برداری... خودم چادر از سرت بر میدارم...خودم روسریتو برمیدارم.. شماها باید ازاینجا برید....شماها همه چیزو خراب کردید...شما چند نفر بیشتر نیستید..."ما" نمیذاریم "شماها" اینجا زندگی کنید.خودم چادر از سرت میکشم... همه توانمو گذاشتم که چادر از سرم برداشته نشه و بحمدلله موفق به کشف حجاب کامل نشد وبا فریادهایم بالاخره آقایی اومد و منو از دستش نجات داد. در این فاصله حدود بیست سی نفری هم جمع شده بودن و تماشا میکردند یا چیزی میگفتن اما خبری از نیروی انتظامی که محل استقرارش دقیقا آن سمت خیابان بود نشد که نشد . پ,ن از زبان همان خانم با شرف ایرانی: بعد از برگشتن به خانه، همراه اعضای خانواده دوباره برگشتم و به همان کلانتری مراجعه کردم که گویا با شرایط موجود، کمکی از آنها نیز ساخته نبود و باید کم کم باور کنیم که جای منکر و معروف عوض شده و حکمی به نام امر به معروف و نهی از منکر را باید فراموش شده بدانیم. باید کم کم باور کنیم که اگر بخواهی محجبه باشی و حکم خدا را رعایت کنی، باید قید امنیت و حداقل حقوق شهروندی ات را بزنی، نه قانون و نه مجری از تو حمایت نخواهد کرد... در همین تهران خودمان، پایتخت ایران اسلامی، شهر اخلاق ..." نمیدانم چه می خواهم بگویم غمی در استخوانم می گدازد
[ شنبه 9 شهريور 1392
] [ 12:52 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] معبر سایبری فندرسک با همکاری وب سایت گلستان ما، پوستر زیبای ذهن های هدف قرار گرفته شده با موضوع حجاب و عفاف را طراحی نموده است که می توانید برای دریافت سایز اصلی با ذکر یک صلوات و هدیه به روح طیبه شهدا به ادامه مطلب مراجعه نموده و دانلود نمایید. پ,ن: میگن اونها که حجاب دارند عقب افتاده هستند و ما فهمیده و تحصیل کرده. اما چه راحت همین تحصیل کرده ها ذهن هاشان مورد هدف تبلیغات رسانه های بیگانه قرار می گیره. میگن زن باید مثل غرب آزاد باشه و زن خودش رو برای مرد برهنه کنه بعد از مدتی این مسئله عادی میشه. اما آیا توی غرب برهنگی عادی شده؟ اگه شده چرا هنوز برای جذابیت تبلیغات هاشون از زن استفاده می کنند؟ چرا تو مغازه هاشون زن هارو برای فروش میزارن؟ چرا این همه سایت مستهجن راه انداختن؟ چرا این همه تجاوز تو کشورهاشون صورت می گیره؟ حالا بازم می گید که زن در غرب آزاده و این مسائل عادی؟ از همه این ها بگذریم می بینیم که شماها عقب افتاده هستین چرا که خیلی راحت افکارتان مورد هدف بیگانگان قرار گرفته...
[ شنبه 9 شهريور 1392
] [ 12:47 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] به یکی گفتن
سخت ترین کار دنیا چیست
گفت: نمک ریختن توی نمکدان!
پرسیدن چرا؟
گفت: چون سوراخ هاش خیلی ریزه
نکته:
ساده ترین کارها را اگر از راهش انجام ندهیم
تبدیل می شود به سخت ترین کارها
و اینکه:
گاهی تصور ما نسبت به سختی کارها
به خاطر ندانستن مسیر انجام آن است
حجاب سهل است اگر باورش وجود داشته باشد
سخت است برای آنها که مسیر باورشان هنوز آن که باید نشده…
[ جمعه 8 شهريور 1392
] [ 5:23 بعد از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ]
[ پنج شنبه 7 شهريور 1392
] [ 9:59 بعد از ظهر ] [ ابوذر عصمت ]
[ پنج شنبه 7 شهريور 1392
] [ 3:45 بعد از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ]
غنچه تا غنچه است در حجاب است، هیچ کس هوس چیدن آن را نمیکُند،
اما همین که حجاب سبز خود را کنار نهاد و باز شد ، آن را خواهند چید.
اما و اما ، وقتی که چیدند ، چند روزی ممکن است در جای مناسبش قرارش دهند ، اما دیری نمی پاید که پژمرده و پرپر می شود و آن را در سطل زباله می اندازند ، سطل زباله ، زباله !!!
۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩
[ پنج شنبه 7 شهريور 1392
] [ 3:30 بعد از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ]
[ پنج شنبه 7 شهريور 1392
] [ 2:58 بعد از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ]
[ پنج شنبه 7 شهريور 1392
] [ 2:38 بعد از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ]
[ پنج شنبه 7 شهريور 1392
] [ 2:34 بعد از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ]
دختر بی حجاب و سئوال از آیت الله صافی
آیتالله صافی گلپایگانی در پاسخ به نامه دختر جوانی درباره حجاب گفت: مساله حجاب را تحت احساسات جوانی ن
میتوان بررسی کرد
جام خانواده: مرجع عزیز و عالیقدر آیت الله صافی گلپایگانی
[ پنج شنبه 7 شهريور 1392
] [ 9:6 قبل از ظهر ] [ امیر حسین معصوم خانی ] منم آن دل که ز داغ تو به دریا میزد روضه ات شعله به دامان ثریا میزد
مو سپیدی که دو دستش به طنابی بستند پیر مردی که نفس در پی آنها میزد
آن طرف گریه ی طفلان من و در این سو خنده بر بی کسی ام دشمن زهرا میزد
نیمه جانی که در آتش پی ِ طفلانش بود شعله وقتی ز در سوخته بالا میزد
آه از آن بزم شرابی که به یادم آورد داغ آن زخم که نامرد به لبها میزد
یاد آن طفل که زنجیر تنش مانع بود تا ببیند که لبِ چوب کجا را میزد
همه ی قدرت خود جمع نمود اما دید خیزران را به لب زخمی بابا میزد
ترکه اش گاه به رخ گاه به دندان می خورد در عوض عمه ی ما بود که خود را میزد
[ چهار شنبه 6 شهريور 1392
] [ 1:19 قبل از ظهر ] [ ستایش ]
دخترک فقط پای نماز چادر سر میکرد.انگار همه محرم اند و خدا نا محرم...
[ سه شنبه 5 شهريور 1392
] [ 8:29 بعد از ظهر ] [ ستایش ] دختران دیروز وامروزبرخى نویسندگان چنین اظهار نظر کرده اند که پوشش اسلامى نتیجه تعامل فرهنگى بین اعراب و ایرانیان و رومیان است و در نتیجه، اسلام نسبت به چگونگى حضور زن در برابر نامحرم قانونى خاص ندارد و آن چه امروز به صورت دستورى شرعى در آمده، مستندى شرعى ندارد. این مقاله به تحقیق درباره صحت و سقم این نظر مى پردازد.
منبع:فصلنامه تاریخ درآینه پژوهش، شماره سوم
[ سه شنبه 5 شهريور 1392
] [ 7:45 بعد از ظهر ] [ اسماعیل پور ] دختران دیروز وامروزحضرت امام خمینی (ره): (صحیفه نور ج ۱۱ صفحه ۲۵۳ تاریخ: ۱۲/۱۱/۵۸)
[ سه شنبه 5 شهريور 1392
] [ 7:42 بعد از ظهر ] [ اسماعیل پور ] دختران دیروز وامروزرسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – چه دعایی در حق زنان با حجاب کرده است؟
عنه علیهالسلام :
کنتُ قاعدا فی البَقیعِ مَع رسولِ اللّه صلى الله علیه و آله و سلّم فی یَومِ دَجْنٍ ومَطَرٍ ، إذ مَرَّتِ امْرَأةٌ على حِمارٍ ، فَهَوتْ یدُ الحِمارِ فی وَهْدَةٍ فسَقَطَتِ المَرأةُ ، فأعْرَضَ النّبیُّ صلى الله علیه و آله و سلّم بوجهِهِ ، قالوا : یا رسولَ اللّه ، إنّها مُتَسَرْوِلَةٌ . قالَ : اللّهُمَّ اغْفِرْ للمُتَسرْوِلاتِ ثلاثا یا أَیُّها النّاسُ ، اتَّخِذوا السَّراویلاتِ فإنَّها مِن أسْتَرِ ثِیابِکُم ، وحَصِّنوا بِها نِساءَکُم إذا خَرَجْنَ . امام على علیهالسلام : من و پیامبر در یک روز ابرى و بارانى در بقیع نشسته بودیم که زنى سوار بر الاغ از آن جا گذشت و دست الاغش در گودالى فرو رفت و زن به زمین افتاد . پیامبر صلى الله علیه و آله و سلّم رویش را برگرداند . حاضران عرض کردند : اى رسول خدا ! آن زن شلوار به پا دارد . پیامبر سه بار فرمود : خدایا ! زنان شلوار پوش را بیامرز . اى مردم ! شلوار بپوشید که شلوار پوشاترین جامههاى شماست و زنان خود را در موقعى که بیرون مىآیند با شلوار حفظ کنید. تنبیه الخواطر : ۲ / ۷۸ منتخب میزان الحکمة :۱۳۰
[ سه شنبه 5 شهريور 1392
] [ 7:30 بعد از ظهر ] [ اسماعیل پور ] |
|